چنانچه در درازای سی ساله گذشته،
بپذیریم که رسیدگی به مشکلات مردم را نتوانستند فرهنگ کنند بنا بر این: نباید دولت
دهم را نیز فشار آورد تا زیادی نیز بار تعهدو مسئولیت را به دوش کشد! البته در ظاهر کلام احمدی نژاد می توان یافت که
این فرهنگ سازی لازم و ضروری را باید در شخص رییس دولت و تشکیلات اداری و مالی و
شبه قضایی[همانند هیأت تشخیص در مجموعه وزارت کار، سازمان تامین اجتماعی و سازمان
امور مالیاتی] و همچنین هیأت دولت، جستجو کرد! از سوی دیگر شاید بتوان فهمید که
دنبال خواسته دویدن از سوی مردم را نیز فرهنگ سازی شده می بینیم! اما در سخنان یاد
شده، شفاف نشده که چگونه نظام در گذشته، چنین دنبال افتاده بود؟! و هنوز نیز دنبال
افتاده است؟!
رند دیگری نیز گفت:
در چه زمانی، فرهنگ می شود؟! آیا فرهنگ
سازی نیز آغاز شده و یا نه را نیز شفاف نمی بینیم! این را نیز باید افزود که فرهنگ
سازی را چنانچه یک مفهوم مستقل از رفتار فرهنگی و اجتماعی و حقوقی بدانیم باید
شفاف گفته شود که نباید اینگونه سخن راند که در مبانی حقوقی و قانونی کشور نیز
چیزی یافت نشود! و یا آرزوی یک رییس جمهور را حتی در محیط هماندیشی اداری نیز چنین
بشنویم: رسیدگی به همه طبقات اجتماعی را با هیچ چیز[و حتی وعده های انتخاباتی برای
پیروزی حتمی]، عوض نمی کنیم! این آرزو و آن طرح فرهنگ سازی، در قانون اساسی و
قوانین و مقررات، چه جایگاهی دارد را هنوز شفاف نمی توان یافت!
کارنامه دولت نهم حتی در ارجاع پیگیری
قیمت زمین و مسکن به وزارت اطلاع را با آنکه دیرینه چنین نداشتیم اما شفاف نشده که
کارنامه ارجاع شخص رییس دولت را چه باید دانست؟!